سفارش تبلیغ
صبا
گل همیشه نازم

.

ما شقایق های باران خورده ایم...

سیلی نا حق فراوان خورده ایم...

ساقه احساسمان خشکیده است...

زخم ها از تیغ طوفان خورده ایم...

تا چه بوده تا به الان تقصیرمان...؟؟؟

تا چه باشد بعد از این تقدیرمان...؟؟؟


نوشته شده در پنج شنبه 91/6/2ساعت 1:18 صبح توسط آرزو نظرات ( ) | |

خدایا...

تو خود گفتی که در قلب شکسته خانه داری...

شکسته قلب من یا رب کجایی...؟؟؟؟؟؟؟


نوشته شده در دوشنبه 91/5/30ساعت 12:20 صبح توسط آرزو نظرات ( ) | |

یادته بهت گفتم خشت دیوار دلتم؟؟؟؟توهم منو شکستی؟؟؟؟

ولی اشکالی نداره حالا خاک زیر پاتم...؟؟؟؟؟؟؟؟


نوشته شده در یکشنبه 91/5/22ساعت 6:3 عصر توسط آرزو نظرات ( ) | |

در کنج دلم عشق کسی کلبه ندارد.....

در این کلبه ویرانه کسی جای ندارد...

اینجا که رسیدی مکن احساس غریبی...

این کلبه ویرانه تعلق به تو دارد....!!!


نوشته شده در پنج شنبه 91/5/19ساعت 10:6 عصر توسط آرزو نظرات ( ) | |

حالا که رفتی و از من جدایی سوالم اینه...!!!

حقم بود خداااایی...؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


نوشته شده در پنج شنبه 91/5/19ساعت 3:43 عصر توسط آرزو نظرات ( ) | |

دلم تنها ترین دلهاست اینجا...که از دست رفاقت تیر خورده...

دلم با پای خسته لنگ لنگون...تن زخمیشو از کوی تو برده...

قدیما مونس و یارش تو بودی...ولی حالا دلم تنهاترینه...!؟!؟


نوشته شده در پنج شنبه 91/5/19ساعت 2:46 صبح توسط آرزو نظرات ( ) | |

اگر از نرگس چشمت بلور اشک جاری شد...

دعا بنما مرا شاید دعای دوست کاری شد...


نوشته شده در چهارشنبه 91/5/18ساعت 4:22 عصر توسط آرزو نظرات ( ) | |

پسر یک مرد پولدار برای تحصیل به یک کشور دیگر رفت...یک ماه بعد نامه ای با این مضمون برای پدرش فرستاد:شهری که در آن درس میخوانم فوق العاده است.مردمش خوب هستند و من اینجا را دوست دارم ولی یک مقدار احساس شرم میکنم که با خودروی شخصی ام به مدرسه بروم در حالی که تمام دبیرانم با ترن جابه جا میشوند.

مدتی بعد نامه ای به این شرح با یک چک یک ملیون دلاری از پدرش به دستش رسید:بیش از این ما را خجالت نده تو هم برو و برای خودت یک ترن بگیر...!؟!؟


نوشته شده در چهارشنبه 91/5/18ساعت 4:6 عصر توسط آرزو نظرات ( ) | |

سلام خدا جونم.منو یادت میاد؟!؟!؟من همونیم که هفته پیش حالم رو خوب کردی و گذاشتی از بیمارستان برگردم پیش مامان و بابام.خدا جونم.مامانم میگه این شبها هر کی دعا کنه تو برآورده میکنی.پس خدای مهربون تو که همه بچه ها رو دوست داری یه کاری کن تا همه اون کوچولوهایی که تو بیمارستانن زودتر برگردن پیش مامان و باباشون.

دوستت دارم خدا جونم


نوشته شده در سه شنبه 91/5/17ساعت 3:39 عصر توسط آرزو نظرات ( ) | |

خدایا...خیلی ها دلم را شکستن دیگه تحمل ندارم.بیا با هم بریم سراغشون من نشونت میدم و تو...........ببخششون...........امیدوارم تو این ماه هممون همدیگرو ببخشیم


نوشته شده در دوشنبه 91/5/16ساعت 3:36 صبح توسط آرزو نظرات ( ) | |

<      1   2   3   4   5      >

طراح: حسین یعقوبی